Posts Tagged فیلم انعکاس
فیلم سینمایی انعکاس
“انعکاس” بر اساس فیلمنامه محمدهادی کریمی به تهیهکنندگی سعید حاجی میری ساخته شده و آزیتا موگویی مدیر تولید، فرج حیدری مدیر فیلمبرداری، اصغر شاهوردی صداگذار، سیامک احصایی طراح صحنه و لباس و مهرداد کیانی طراح چهرهپردازی این پروژه سینمایی هستند.
3 comments جولای 27, 2008
گفتگو با کارگردان فیلم انعکاس
گفت و گو با رضا کريمي کارگردان «انعکاس»- بخش اول
از هردست بدهي از همان دست مي گيريدر گيرودار «بفروش» بودن فيلم هاي پرستاره کمدي در سال هاي اخير فيلم
اجتماعي «انعکاس» با تم خيانت اثر جالبي است. اينکه فيلم مي خواهد هم
مخاطب عام داشته باشد هم پند اخلاقي اش را فراموش نکند و هم تا حدودي
سروشکل يک فيلم ژانري را داشته باشد به «انعکاس» موقعيت ويژه يي داده حالا
تا چه حد موفق بوده مساله يي است که قابل بحث است. با رضا کريمي کارگردان
اين فيلم به گفت وگو نشسته ايم تا از چند و چون ساخت چنين فيلمي با رويکرد
به سينماي عامه پسند مطلع شويم.
-فيلم «انعکاس» به لحاظ ساختار کاملاً دو تکه است. ماجرا به شکل سرراست پيش مي رود و از نيمه هاي فيلم به گذشته مي رويم و حدوداً نيمه ديگر فيلم در گذشته طي مي شود. چه ويژگي خاصي در داستان دليل انتخاب چنين فرمي بود؟ نترسيديد مخاطب فيلم را پس بزند؟
وقتي اين فيلمنامه به من پيشنهاد شد يکي از دلايلي که آن را پذيرفتم همين ويژگي ساختاري بود. اين شکل را يک «آن» در فيلمنامه ديدم. به نظرم نکته مثبتي بود. از طرف ديگر به واسطه تجربياتي که دارم تا حدودي به سليقه مخاطب عام آشنا هستم و اينکه مخاطب گيج نشود يا قصه را از دست ندهد هميشه مدنظرم هست و مي توانم تشخيص بدهم که اين اتفاق مي افتد يا نه. وقتي اين فيلمنامه را خواندم در عين اينکه روايتش خطي نبود و از نيمه هاي فيلم ما به عقب برمي گرديم و ماجرا را از جاي ديگري پي مي گيريم به نظرم آمد مخاطب را اذيت نمي کند و تماشاگر راحت با آن ارتباط برقرار مي کند. چيدمان فيلمنامه درست است و به رغم اينکه ساختار آشناي متداولي ندارد اما مخاطب را گيج نمي کند و به نحوي نوشته شده که مخاطب عام را از دست ندهد. اين نکاتي بود که وقتي براي اولين بار من فيلمنامه را خواندم به نظرم آمد. طبيعتاً وقتي فيلمنامه بازنويسي مي شد به اين توجه کرديم که اگر نکته گنگي وجود دارد آن را باز کنيم. در واقع کدهايي اضافه کرديم که وقتي داستان از حالت خطي خود خارج مي شود، مخاطب راحت بتواند اين بازگشت زماني را درک کند. در اجرا هم اين نکته براي ما مطرح بود. در صحنه هايي که برگشت و رجوع داشتيم به لحظاتي که مخاطب آن را ديده به گونه يي کارگرداني شده تا مخاطب متوجه اين نکته شود. در اجرا هم من تلاش کردم نکته گنگي وجود نداشته باشد و در نهايت با برخوردهايي که با فيلم شده و استقبالي که مخاطب از فيلم کرده مشخص است اين مساله مطرح نبوده است.
-کمي هم راجع به ضرورت دراماتيک انتخاب چنين فرمي بگوييد. زني که انگار خيانت کرده در کنار همسرش تصوير مي شود و اتفاقاتي براي آنها رخ مي دهد بعد به گذشته مي رويم تا واقعيت را ببينيم. آيا اين شکل روايت صرفاً براي ايجاد تعليق است يا دلايل ديگري هم دارد؟
اصولاً تعليق ضرورت اصلي هر قصه يي است و براي آن کشش ايجاد مي کند. گره هايي به ماجرا مي افتد و داستان بر اساس آن پيش مي رود و بعد گره گشايي مي شود. حالا اينکه خطي باشد يا غيرخطي به خواست و انتخاب نويسندگان آن بازمي گردد. نويسندگان اثر ايده و مضموني مدنظرشان است که بر اساس آن شکل بيان قصه شان را انتخاب مي کنند و قطعاً مدنظرشان هست که به نوعي قصه را بازگو کنند که بيشترين تعليق را داشته باشد. فکر مي کنم در مورد فيلمنامه انعکاس به بهترين شکل اين انتخاب رخ داده است. شکل و شمايل قصه خيلي مطابقت دارد با محتوايي که مدنظر آن بوده؛ همان مساله انعکاس. يعني صحنه پردازي ها و چيدمان به نحوي است که ما به اين نکته برسيم. قصه به گونه يي پيش مي رود که مخاطب متوجه مي شود دو اتفاق مشابه به موازات هم رخ داده است يعني يک زن و مرد به موازات هم در شرايط مشابهي قرار گرفته اند. شايد ساده تر اين بود که ما از ابتدا آنها را به شکل موازي نشان دهيم که به لحاظ روايتي شکل خوبي پيدا نمي کرد. شکل ديگر هم اين بود که ما يکي از آنها را دنبال کنيم به شکلي که همه چيز عيان نباشد و مثلاً آن زن متهم به خيانت شود و از يک جايي به بعد ماجرا را باز کنيم که ببينيم حقيقت ماجرا چه بوده است و در کنار اين همان آني که گفتم در قصه اتفاق مي افتد. در کنار همين باز کردن داستان زن، مرد را به موازات او مي بينيم. من فکر مي کنم اين ساختار کاملاً مناسب اين داستان بوده است. در نهايت هم اين دو را با هم دنبال کنيم و برسيم به نکته يي که مي خواهيم بگوييم و آن تقارني که در انتهايش اتفاق مي افتد.
-نيمه اول اين فيلم براي من به عنوان يک مخاطب جذاب تر بود. هم ريتم يکدست تري داشت و هم توالي وقايع براي پيگيري داستان ترغيب کننده تر بود. از يک طرف آدم حس مي کند اين زن گناهي مرتکب نشده و از طرف ديگر شواهدي که در فيلم وجود دارد چيز ديگري را رقم مي زند. حالت قصه گويي پليسي هم که دارد جالب است و به اندازه خود مخاطب را درگير مي کند. اينکه زني مي خواهد چيزي را از همسرش پنهان کند و اتفاقات به سمتي پيش مي رود که همسرش سر از ماجرا در بياورد و… از وقتي ما به بخش فلاش بک مي رسيم فيلم افت مي کند. البته طبيعي است چون اين فصل گره گشايي فيلمنامه است اما فکر نمي کنيد براي گره گشايي زمان زيادي را صرف کرديد؟
خود شما تا حدودي به اين سوال جواب داديد. بخشي که گره افکني مي شود و مخاطب با يک حجم اطلاعاتي مواجه است و دقيقاً نمي داند چه اتفاقي در حال رخ دادن است بالطبع ريتم فيلم تند است. زني که مردي را از خانه خود به بيمارستان مي برد بعد مشخص مي شود اين مرد همسرش نبوده و… مخاطب يکسري وقايع را مي بيند که برايش مفهوم نيست و لحظه به لحظه کنجکاوتر مي شود. به نيمه فيلم که مي رسيم به قول شما گره گشايي صورت مي گيرد و به طور کلي با بخش اول فيلم متفاوت است و مخاطب يکي يکي جواب سوال هايش را مي گيرد؛ در آن خانه چه اتفاقي رخ داد، آنها چگونه با هم همراه شدند، براي همسر اين زن در اصفهان چه اتفاقاتي رخ داد و… شکلي که اين بخش فيلم دارد مکانيسم ديگري براي ديدن مي طلبد و متفاوت از بخش اول فيلم است. تماشاگر از يک فضاي پرتعليق وارد فضايي مي شود که همه چيز برايش تعريف مي شود. حس ما اين بود که اين بخش فيلم هم دلنشين باشد و تماشاگر خسته نشود چون دارد جواب سوال هايش را مي گيرد و فيلم را با کنجکاوي ادامه بدهد. هنوز هم همين طور فکر مي کنم. ولي اگر اين حس براي شما وجود داشته بايد ديد که مساله کجاست. شايد به لحاظ زماني کمي طولاني است يا پرداخت خوبي روي آن انجام نشده. شايد بايد موجزتر مي شد ولي من همچنان چنين حسي ندارم. بازتابي هم که فيلم داشته اين گونه نبوده که فيلم خسته کننده است. من همچنان مدافع بخش دوم هستم هرچند فکر مي کنم يک جاهايي مي شد کمتر باشد.
-شما به سمت تم خيانت رفتيد که خوب تم آشنايي در تاريخ سينماست و به گونه يي فيلم را به انتها رسانده ايد که از آن نتيجه گيري اخلاقي مي شود. شما هم به عنوان يک هنرمند جداي از اجتماع خود نيستيد. اين فيلم تا چه حد انعکاس دهنده حقايقي است که در جامعه پيرامون ما جريان دارد؟
درست است که موضوع فيلم خيانت است و محتواي معنوي و اخلاقي دارد ولي بحث انعکاس تنها خيانت نيست، بحث عملکرد کلي آدم ها در زندگي است. اين بحث گسترده يي است. در واقع اينکه شما با هر مساله يي که در زندگي مواجه مي شويد بازتاب عملکرد خود شماست تنها مربوط به خيانت نمي شود و پوشش دهنده مباحث کلي تري است. مساله ما هم آنقدر کوچک نبود که اگر کسي خيانت نکند همسرش هم به او خيانت نخواهد کرد و فکر مي کنم اين چيزي است که خود فيلم گوياي آن است. تعدادي از آدم هايي که اين فيلم را ديده اند استنباط شان از اين فيلم اين بوده که از هر دستي بدهي از همان دست مي گيري. اين مقصود اصلي قصه بوده است. اگر اشتباهي کني بازتابي دارد و اگر هر حرکت مثبتي هم انجام دهي بازتاب خودش را دارد. فکر مي کنم اين گونه با فيلم برخورد کنيم بهتر است تا اينکه صرفاً به بحث خيانتي که در فيلم مطرح مي شود، رجوع کنيم.
-البته کلي بودن بحث فيلم پنهان نيست. مخصوصاً در بخشي که نزديک بهشت زهرا آن آيه قرآن خوانده مي شود اين نکته منتقل مي شود.
اتفاقاً اگر دقت کرده باشيد در تکرار آن صحنه آيه ديگري شنيده مي شود يعني دو آيه مختلف در آن صحنه شنيده مي شود. در جشنواره فجر دوستي را که نمي شناختم و ظاهراً مخاطب آگاهي بود به من گفت که چرا در اين صحنه از دو آيه استفاده شده. ما بار اول يک چيز را مي شنويم و در صحنه يي که دوباره به آن رجوع مي کنيم آيه ديگري را مي شنويم. در صورتي که به لحاظ منطقي بايد همان آيه اول را بشنويم. اين نکته هم متناسب با مضمون فيلم بوده است. يکي از آيه ها اشاره به سوءظن دارد و يکي هم مربوط به اين مي شود که انسان در زندگي بايد پيوسته ذکر خدا را بگويد و… اين هم نکته يي بود که در فيلم گنجانده شده که بحث اين فيلم فقط خيانت نيست.
-در پس زمينه فيلم نکته يي وجود داشت که براي من جالب بود. داستان فيلم حول يک رابطه زناشويي مي گردد که در آن زن متهم به خيانت مي شود و بعد ما متوجه مي شويم که حقيقت چيز ديگري است اما در پس زمينه اين قصه تصوير تلخي از جامعه ارائه شده است. در اين پس زمينه آدم با جامعه يي مواجه مي شود که رشوه خواري در آن عادي است، مردم به کار هم فضولي مي کنند و وقتي براي يک خانواده مشکل پيش آمده همه در پي نفع شخصي خود هستند. در نهايت هم پيوستگي آن دو با هم اين مشکل پيش آمده را برطرف مي کند و جامعه هيچ کمکي به آنها نمي کند. اين نکته در پرداخت به جزييات حتي در کارگرداني شما نمود دارد و نکته مثبتي است.
اين بازمي گردد به شکل مطلوبي که آدم در اجرا مي خواهد به آن برسد. قصه شما يک خط کلي دارد. مثلاً رابطه همين زن و شوهر که اوج و فرود خاص خودش را دارد. زيبايي مساله اين است که شما با پرداختن به جزييات اين کليت را رنگ آميزي کنيد. شايد جزيي باشد اما دقت به آن باعث برداشت هاي مختلف و مرتبط با قصه مي شود. مثل تحليلي که شما مي کنيد. هر چه اين نکات در يک اثر بيشتر باشد و با ظرافت بيشتري به آنها پرداخته شده باشد پرسپکتيو کلي اثر را بيشتر مي کند. در اين فيلم هم تلاش شده اين اتفاق صورت بگيرد. در اجرا هم من سعي کردم اين نکته را رعايت کنم. وقتي شما به اين نکته اشاره مي کنيد يعني ما تا حدودي در انتقال اين فضا موفق بوده ايم.
-اين نوع پرداخت به جزييات واقع گرايانه به باورپذيري اثر کمک مي کند.
بله، اين حس واقعي بودن فيلم را تقويت مي کند و شما فکر نمي کنيد که اين داستان در جاي ديگري رخ مي دهد که شما با آن بيگانه هستيد.
-اين فيلم در برخي صحنه ها اشارات مستقيم دارد به مفهومي که مي خواهد منتقل کند مثل مسجد رفتن شخصيت زن يا مثل صحنه يي که مرد آن نامه را بدون اينکه باز کند به همسرش مي دهد و مي گويد نيازي به باز کردن پاکت نامه نيست. احساس مي کنم اين لحظه ها به فيلم لطمه زده است. اين مستقيم طرح کردن مسائل به دليل بيان ساده فيلم بوده يا ترسيديد که مبادا مخاطب حق مطلب را نگيرد و به آن اشاره مستقيم کرديد؟
من اعتقاد ندارم که اين صحنه ها به فيلم لطمه زده چون در راستاي محتواي فيلم است. وقتي که اين زن به مسجد مي رود و دعا مي کند نقش مهمي در پيشبرد داستان دارد يا وقتي مرد با همه آن سوءظن هاي ابتداي فيلم حقيقت را مي فهمد و تغيير مي کند آن صحنه باز نکردن نامه نقطه عطفي در شخصيت اوست. به نظر من تحميل شده نيست. ضمن اينکه وقتي ما مي گوييم اين فيلم با نگاه به مخاطب عام ساخته شده است تفاوت دارد با فيلمي که نگاهش اين گونه يي نيست. اين فيلم متفاوت است با اثري که براي نمايش در جشنواره ساخته مي شود يا با فيلمي که براي قشري خاص توليد مي شود. نوع نگاه، نوع نگارش و نوع ساخت آن نوع فيلم فرق مي کند. وقتي ما مي گوييم مخاطب عام طيف بسيار وسيعي را در نظر گرفته ايم. فيلمي مي آيد و در سرتاسر کشور اکران مي شود و متکي است به اين اکران. وقتي فيلمي در 40 يا 50 سينما در سطح کشور اکران است و شما برنامه ريزي کرده ايد از تهران تا شهرستان هاي کوچک و دور نمايش داده شود و استقبال شود بايد زبان خودش را هم داشته باشد وقتي در فلان شهر دور افتاده مخاطب شما از سالن مي آيد بيرون نبايد به اين فکر کند که چي شد؟ نمي خواهم بگويم اختلاف فرهنگي تا اين حد وجود دارد اما بالاخره شما بايد فيلم را طوري بسازي که ارتباط برقرار کند و بعد وقتي ارتباط برقرار کرد حالا شما مي تواني چيزي به او اضافه کني يا بر ذائقه سينمايي او تاثير بگذاري يا… شما با اين رويکرد بايد از مرحله نوشته شدن طرح تا اتمام توليد فيلم مسير را به گونه يي برويد که به اين مقصود دست پيدا کنيد. شما اين دو نکته را گفتيد جاهاي ديگري از فيلم هست که طوري باز شده که اگر کسي خواست آخر هفته براي تفريح به سينما برود اين نکات را درک کند. ظاهراً از آنچه که به گوش ما رسيده در اين امر موفق بوده ايم.
-اين فيلم سعي مي کند در عين اينکه مخاطب را جذب مي کند، وقتي مخاطب از سالن سينما بيرون مي رود چيزي به داشته هاي خود اضافه کند و در عين حال سعي شده فيلم خوش ساخت و جذابي هم باشد. شما جايگاه چنين فيلم هايي را در سينماي ايران چگونه ارزيابي مي کنيد؟
به هر حال اين نوع فيلم ها با فيلم هاي صرفاً تجاري که اين روزها ساخته مي شوند متفاوتند. شايد اين نوع فيلم ها خيلي هم جا نيفتاده است. خيلي خوب است که از اين فيلم استقبال شود که تا به امروز هم فروش موفقي داشته، شايد تاثيرگذار باشد و باعث شود اين نوع فيلم که به مخاطبش احترام مي گذارد فضاي بيشتري پيدا کند. مثلاً در شرايط فعلي باب شده که براي پرفروش بودن حتماً بايد کمدي ساخت. نه. فيلم پرفروش مي تواند جدي باشد، داراي محتواي مشخصي باشد و ساختار منسجمي هم داشته باشد و سرگرم کننده هم باشد. فکر مي کنم اگر به اين سمت حرکت کنيم که سينماي تجاري ما اين ويژگي ها را داشته باشد، در سليقه مخاطب تاثير مي گذارد و آن را ارتقا مي دهد. وقتي مخاطب به سينما مي رود توقع دارد فيلم جذابي ببيند همان طور که گفتم بازيگران محبوبش را ببيند و وقتي از سينما بيرون مي آيد صرفاً سرگرم نشده باشد. در واقع وقتي تماشاگر از سالن بيرون مي آيد چيزي هم با خود آورده باشد. خيلي خوب است که چنين چيزي در سينماي ايران جا بيفتد. ببينيد اين درست نيست که ما هزينه يي بکنيم و صرفاً به اين فکر کنيم که در آمدي کسب کنيم و بعد برويم سر فيلم بعدي. به نظرم اين نگاه کاسب کارانه است و به سينماي ايران لطمه مي زند. چيز غريبي نيست که ما يک نگاه فرهنگي در کنار توليد يک فيلم عامه پسند داشته باشيم، اصلاً درستش همين است. هم در فيلم هاي شاخص سينماي ايران اين اتفاق رخ مي دهد و هم در نمونه هاي موفق سينماي غرب چنين چيزي محتمل است. اگر اين فيلم کمک کند به شکل گيري جرياني که مخاطب را به سينما بکشد و به او چيزي هم اضافه کند و فيلم خوش ساختي هم مقابل روي او بگذارد، ما کار مهمي کرده ايم و خوشحال مي شويم.
درباره فيلم «انعکاس»
عبور از لبه تيغ
علي عرفان
در سال هاي اخير و شايد در طول تاريخ سينماي ايران اکثر آثاري که به قصد جذب مخاطب و پرفروش شدن ساخته مي شوند، چند ويژگي دارند. اصولاً اين بخش غيردولتي است که دغدغه بازگشت سرمايه دارد و به سينما علاوه بر يک هنر پيام رسان، به عنوان يک صنعت تجاري نگاه مي کند. البته کاري به نازل بودن نوع اين صنعت در کشوري مانند ايران نداريم. چرا که توان بخش خصوصي به لحاظ اقتصادي محدود است و او توان ريسک بيشتري را ندارد. بخش خصوصي براي توليد فيلم سعي مي کند در درجه اول جذابيت هاي تجاري قصه را مدنظر قرار دهد و سپس با انتخاب چند ستاره، ويترين فيلم خود را به بهترين شکل آرايش کند. در مرحله توليد هم اصلي ترين فاکتور، پرهيز از خرج تراشي و ساده برگزار کردن پلان ها است و اينکه فيلمبرداري در زمان مقرر به پايان برسد چراکه فيلمبرداري طولاني به لحاظ اقتصادي ضررآفرين خواهد بود.
«انعکاس» رضا کريمي همانند چند فيلم قبلي او قرار است وظيفه سرگرم سازي تماشاگر را بر عهده داشته باشد. کريمي در فيلم هايي مانند «عشق «2»، «هزاران زن مثل من» و «تب» هم علاقه خود به برقراري ارتباط با مخاطب عام و گسترده را نشان داده بود و البته او در اين راه هيچ وقت گرايش به سمت جذابيت پردازي هاي سطحي و کاذب نداشته است.
هدف اصلي اين فيلم، پر کردن زمان مخاطبي است که مسافت خانه تا سينما را طي کرده، بليت خريده و به سينما آمده تا ساعتي را به دور از هياهو هاي واقعي، چشم به پرده نقره يي بدوزد و با قهرمانان فيلم همراه شود. البته اولين و مهم ترين اصل که احترام به مخاطب است، در فيلم رضا کريمي ديده مي شود.
او سوژه يي حساس مانند خيانت را در فيلمش مطرح کرده که در سينماي بعد از انقلاب کمتر به آن پرداخته شده و البته در سينماي قبل از انقلاب اين سوژه به مبتذل ترين شکل ممکن تصوير شده است. به لحاظ موضوعي و مضموني، کارگردان «انعکاس» به خاطر داستان حساسش مي توانست دست به خيلي کارها بزند که اتفاقاً تماشاگرپسندتر هم بودند اما عامدانه از مانورهاي شايد تماشاگرپسند اما سطحي و گاه مبتذل پرهيز شده است تا «انعکاس» از حرکت بر لبه تيغ به سلامت گذر کند.
البته «انعکاس» در داستان پردازي ضعف هايي هم دارد و فيلم در يک سوم پاياني به لحاظ ريتم افت هم مي کند اما نکته مهمي که اين فيلم را با اکثر آثار عمده پسند سينماي ايران که فيلم هاي نازلي هستند، متمايز مي کند سر و شکل حرفه يي و انرژي و هزينه يي است که مشخص است براي ساخت فيلم صرف شده است. «انعکاس» فيلم پرپلاني است که در لوکيشن هاي متعددي فيلمبرداري شده و اين مساله نشان از اهداف بلند سازندگانش، به جز پرفروش بودن صرف دارد.
اما فيلم چند ضعف عمده نيز دارد که اگر اينها نبود، «انعکاس» مي توانست به تجربه يي مثال زدني در سينماي اجتماعي با رويکردي تجاري در سينماي ايران شود. يکي از ضعف هاي اين فيلم پرگويي به جاي ايجاز است. فيلم کريمي مي خواهد همه چيز را به تماشاگر نشان دهد و او را شيرفهم کند. حتي اين همه چيز نشان دادن به دوباره نشان دادن در پلان هاي فلاش بک نيز مي انجامد که با توجه به حضور اين پلان ها در يک سوم پاياني فيلم، نتيجه اش ملال و خستگي تماشاگري است که انتظار به سرانجام رسيدن قصه را دارد.
ماجراي توبه کردن و عهد بستن نسيم (مهناز افشار) با خدا نيز بسيار شعاري و رو از آب درآمده است.نيازي به آن پلان هاي شعاري حضور نسيم در مسجد و آن همه گريه و زاري نبود و مي شد به شکلي سينمايي تر و ظريف تر پشيماني او را از عمل اشتباهي که مرتکب شده به تصوير کشيد.
اما بازي هاي «انعکاس» در سطح استانداردي هستند. مهناز افشار يکي از دروني ترين و بهترين بازي هاي عمرش را در اين فيلم ارائه مي دهد. کامبيز ديرباز ري اکشن هاي پيش بيني نشده و جذابي دارد و نشان مي دهد توان بازي و جا افتادن در نقش يک مرد تيپيک ايراني(با آن سبيل که به روي صورت و گريم ديرباز نشسته و چهره او با سبيل بسيار جا افتاده است) را دارد. حميد گودرزي هم يک کاراکتر منفي از جنس خاکستري و نه سياه است که البته تا حدودي همدلي تماشاگر را هم در برخي جاها به خصوص پايان فيلم بر مي انگيزد.
«انعکاس» مي توانست به لحاظ اجتماعي هم فيلمي چندلايه و تاثيرگذار باشد اما پرداختن به سوژه ملتهب فيلم در سطح مانده است که دليل آن هم رويکرد تجاري و نه اجتماعي فيلم است که البته به خودي خود نمي تواند نمره يي منفي براي فيلم باشد. توجيه آن هم اين است که سازندگان عامداً بر روي وجوه تجاري البته با حفظ اصول و پرهيز از ابتذال گرايي، تاکيد کرده اند که در جاي خودش محترم است.
فروش خوب «انعکاس» مي تواند تاييدي بر رويکرد تجاري فيلمسازان البته با نگاهي منتقدانه به مسائل و معضلات اجتماعي آن هم با رعايت اصول درست فيلمسازي باشد.
منبع :هفتان
Add comment جولای 27, 2008
داستان فیلم انعکاس
آنونسن تبلیغاتی فیلم انعکاس باعث شده بود تا منتظر دیدن فیلمی باشم که با لحنی مبتذل به خیانت چند همسر به یکدیگر می پردازد و حس ورود به سینما برای دیدن این فیلم به قول معروف قلم را برای یک «نقد جانانه» تیز کنم اما صوت قرآن درابتدایی ترین لحظات فیلم کمی تردید را در ذهنم ایجاد کرد .
آنونسن تبلیغاتی فیلم انعکاس باعث شده بود تا منتظر دیدن فیلمی باشم که با لحنی مبتذل به خیانت چند همسر به یکدیگر می پردازد و حس ورود به سینما برای دیدن این فیلم به قول معروف قلم را برای یک «نقد جانانه» تیز کنم اما صوت قرآن درابتدایی ترین لحظات فیلم کمی تردید را در ذهنم ایجاد کرد .اصولاً داستان انعکاس به صورتی طراحی شده است که با مهارت خاص مخاطب را در مسیر قصه با خود همراه می کند به طوری که او نیز به طور متوالی پی به قضاوت های عجولانه خود می برد و در مواجهه با اصل رخدادها شگفت زده می شود.
انعکاس در واقع داستان زوج جوانی است که در مسیر زندگی خود یکباره درمرحله آزمون وفاداری قرار می گیرند.
تماشاگر فیلم در ابتدا با دیدن حضور غیرمتعارف نسیم (مهناز افشار) در کنار سینا (حمید گودرزی) و سپس اصرار وی برای عدم اطلاع همسرش (کامبیز دیرباز) از این رابطه مجاب می شود که نسیم؛ به همسر خود خیانت کرده است اما خصوصیات نسیم و حتی رابطه اعتقادی محکمی که با خدای خود دارد مانع از این می شود که او را محکوم کرده و منتظر اطلاع شهروز (همسرش) از ماجرا و مجازات نسیم باشد تا جایی که مخاطب فیلم دل به دلشوره های نسیم داده و در طول این مدت با نگرانی وی همراه می شود.
با اطلاع شهروز از ماجرای همراهی همسرش و سینا ورق داستان برگشته و نسیم که از طرف همسرش طرد شده است اتفاقات صورت گرفته در داستان را توسط نامه ای که برای شهروز می نویسد از منظری دیگر روایت می کند و روشن می سازد که ملاقات نسیم و سینا که سالها پیش در دانشگاه هم دوره بوده اند و حتی سینا به نسیم علاقه مند هم بوده است در فرودگاه کاملاً اتفاقی صورت گرفته است و نسیم به دلیل عدم حضور شهروز در فرودگاه ناخواسته مجبور می شود تا سوار بر ماشین سینا مسیر فرودگاه تا منزل را همراه او باشد. و درست در همین لحظه شکل دیگری از این نوع همراهی دراصفهان اتفاق می افتد،شهروز نیز به دلیل عدم حضور شریک کاری خود مجبور می شود حضور نماینده وی را که زنی بی بند و بار است تحمل کند.
حضور نسیم در کنار سینا و شهروز در کنار فرشته (شهره قمر) با تمام خودداری های نسیم و شهروز درانتها به حرمت شکنی سینا و فرشته می انجامد که نسیم با درگیری (منجر به شکسته شدن سر سینا) و شهروز با ترک فرشته در میان راه این امتحان وفاداری با سربلندی بیرون می آیند و رضا کریمی انعکاس این وفاداری را در صحنه ای که هر دو چمدان های سفید خود را در دست داشته و به سمت خانه می روند به زیبایی به تصویر کشیده است.
اما کارگردانی این داستان پرپیچ و خم نیز دارای پستی ها و بلندی های بسیاری است. در کنار داستانی که سعی شده تا عاری از ابتذال باشد متاسفانه نوع پوشش، چهره و گاهاً رفتار بازیگران باعث شده است تا روند کلی فیلم دچار انحراف از این مسیر شود.
پوشش زن ها دراین که فیلم خوشبختانه در هیچ کدام از سکان ها زننده نیست متاسفانه قابل قبول نیز نیست. رضا کریمی در جاهایی که نیازی به پوشش نامناسب نداشت با غفلت، از ارزش فیلم خود کاسته است.
مثلاً نیازی نبود که پرستار های بیمارستان با آرایش های نامتعارف و آستین های تا مفرغ بالازده نشان داده شوند. یا اینکه چرا باید ظاهر و نوع پوشش نسیم، فرشته و همسر سینا به یک شکل ارایه شوند در حالی که دارای خصوصیاتی کاملاً متفاوت هستند.
اما در مورد رفتار غیرعادی فرشته قضاوت کمی سخت است و در واقع به بن بستی قدیمی خواهیم رسید که سال هاست اصحاب نقد ارزشی را در فکر فروبرده است. سوالی قدیمی که بالاخره چگونه می توان برای نشان دادن زنی گناه کار و مفسده از انتشار فساد و ابتذال پرهیز کرد؟ ماموریت فرشته در داستان کشیدن شهروز به فساد است تا با این روش شریک وی بتواند از او باج خواهی کند اما کاراکتر فرشته با بازی شهره قمر خود در این فیلم گاهاً باعث حضور فساد شده است و در ناگزیری رضا کریمی برای نشان دادن چنین کاراکتری با ظاهر و رفتار غیرعادی شکی نیست اما احساس می شود که پیازداغ این ماجرا کمی بیش از از حد شده است تا جایی که در برخی از موارد حرمت پرده سینما و حریم شعور مخاطب شکسته می شود و همین باعث می شود تا از ارزش های فیلم انعکاس که کم هم نیست کاسته شود. در مقابل متانت و اعتقاداتی که در شخصیت نسیم لحاظ شده قابل تحسین است.
اما اگر بخواهیم به انعکاس از دیدگاه فنی نگاه کنیم باز هم پستی بلندی های زیادی را خواهیم دید.
در کنار تیتراژ ساده و زیبای فیلم و بازی هنرمندانه بازیگران به خصوص کامبیزدیرباز می توان به مواردی اشاره کرد که از کیفیت کار کاسته اند.
از جمله این موارد «فلاشبک ها» و یا صحنه های بازگشت به رخدادها است. بسیار عجیب است که در بسیاری از این صحنه ها از آن چه به عنوان اصل ماجرا به مخاطب ارایه شده است امانتداری نشده است و صحنه های روایتی جدید با اصل خود دارای تضاد زیادی است مثلاً در ابتدای فیلم سینا در پایین تخت بی هوش افتاده است در حالی که روایت صحنه زخمی شدن سینا در طبقه پایین اتفاق می افتد. حتی گاهاً دیالوگ ها هم متفاوت می شود برای مثال صحنه ای که نسیم می خواهد از بیمارستان خارج شود و با مامور انتظامی مواجه می شود در صحنه ای کاملاً متفاوت با صحنه روایت صورت می گیرد و این از کارگردانی مثل رضا کریمی بعید است.
با کنار هم قرار دادن تمام نکات مثبت و منفی «انعکاس» می توان گفت این فیلم تا حد زیادی توانسته است مناسبات مختلف را رعایت کرده و به فیلمی نسبتاً مناسب تبدیل شود.
این در حالی است که در سینمای امروز که بنیان خانواده و وفاداری همسران نسبت به یکدیگر به فراموشی سپرده می شود این چنین فیلم هایی می تواند تا حد زیادی امیدوارکننده باشد.
منبع :روزنامه جوان
Add comment جولای 26, 2008
دعوت انستیتو فیلم آمریکا ازانعکاس
بنا به دعوت کتبی به عمل آمده توسط AFI از موسسه سبحانفیلم، فیلم سینمایی «انعكاس» به كارگردانی رضا كریمی و به تهیهكنندگی سعید حاجیمیری در سی و هفتمیـــــن جشنــواره مــــوسسه فیلم آمریکا (American Film Institute Festival) كه در سالن كداك (محل برپایی مراسم جایزه اسكار) برگزار میشود، به نمایش درخواهد آمد.
سی و هفتمین دوره جشنواره موسسه فیلم آمریکا از 30 اکتبر تا 9 نوامبر 2008 (9 الی 19 آبان 87) برگزار میشود. ضمنا همزمان با این جشنواره، بازار فیلم آمریکا (AFM) نیز از 5 تا 9 نوامبر2008 (15 تا 19 آبانماه) برپا خواهد شد. جشنواره موسسه فیلم آمریکا بهعنوان قدیمیترین جشنواره سینمایی در لسآنجلس شناخته میشود و تنها جشنواره فیلم در آمریكای شمالی است که توسط FIAPF (فدراسیون بینالمللی انجمن تولید کنندگان فیلم) به رسمیت شناخته شده است.
برگزاری همزمان جشنواره موسسه فیلم آمریکا و بازار فیلم آمریکا محلی را برای صنعتگران سینما فراهم میكند تا بتوانند یک رویداد فرهنگی- تجاری را در ایالات متحده بهوجود آورند. سینمای ایران از سال 1971 تاكنون، با 17 فیلم سینمایی در 12 دوره برگزاری جشنواره موسسه فیلم آمریكا حضور داشته است. نكته قابل توجه اینكه تمامی فیلمهای شركتكننده ایرانی در این جشنواره متعلق به آثار موسوم به جشنوارهای سینمای ایران بودهاند و «انعكاس» اولین فیلم ایرانی متعلق به سینمای مخاطب عام است كه ازسوی مسوولان این جشنواره برای شركت در بخش اصلی انتخاب شده است.
سعید حاجیمیری تهیهكننده فیلم «انعكاس» در اینباره گفت: «حضور این فیلم در جشنواره موسسه فیلم آمریكا از آن جهت اهمیت دارد كه برای اولین بار فیلمی از بدنه حرفهای سینمای ایران که نهتنها از هرگونه سیاهنمایی پرهیز نموده، بلکه مشخصا بر مولفههای فرهنگ ایرانی، تاکید دارد برای شركت در این جشنواره انتخاب شده است. تا پیش از این فقط آثار موسوم به جشنوارهای از سینمای ایران در این فستیوال یا فستیوالهای دیگر شركت میكردند و تلقی برگزاركنندگان و شركتكنندگان جشنوارههای جهانی از سینمای ایران، محدود به طیف خاصی از فیلمها میشده است.
اهمیت این مطلب زمانی آشکارتر میشود که بدانیم سالهاست جشنوارههای جهانی از سینمای جشنوارهای ایران رویگردان و خسته شدهاند یا اینکه فقط به فیلمهایی با مقاصد خاص بها میدهند.» حاجیمیری با اشاره به اینكه «انعكاس» فقط با یك نوبت نمایش در بازار فیلم كن و بدون داشتن پخشكننده خارجی مورد توجه قرار گرفته است، گفت: مسوولان AFI پس از دیدن این فیلم در بازار فیلم کن و بدون آنکه از آنها درخواست شده باشد، فیلم را مورد توجه قرار دادهاند این میتواند فتح بابی باشد برای آشنایی و ارتباط مخاطبان، منتقدان، فیلمسازان و مسوولان سینمایی دیگر كشورها با محصولات مردمی و مخاطبپسند ایرانی که در عین حال واجد ارزشهای موکد فرهنگی و دینی اینجایی هستند.
منبع خبر : کارگزاران
Add comment جولای 26, 2008
فیلم انعکاس
“فیلم انعکاس” چهارمین فیلم رضا کریمی روایتگر زوجی جوان است که هر
کدام بیاراده در معرض آزمون سخت اثبات وفاداری قرار میگیرند. آنها تنها دو را پیش
رو دارند و انتخاب نهایی هر کدام انعکاسی را در زندگی مشترکشان رقم خواهد زد. مهناز
افشار، حمید گودرزی، کامبیز دیرباز، شهره قمر و بیتا سحرخیز بازیگران فیلم هستند.
“انعکاس” بر اساس فیلمنامه محمدهادی کریمی به تهیهکنندگی سعید حاجیمیری ساخته
شده و آزیتا موگویی مدیر تولید، فرج حیدری مدیر فیلمبرداری، اصغر شاهوردی صداگذار،
سیامک احصایی طراح صحنه و لباس و مهرداد کیانی طراح چهرهپردازی این پروژه سینمایی
هستند.
“فیلم انعکاس” در بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر نیز به نمایش درآمد. اکران فیلم از
پنجشنبه 23 خرداد در گروه سینمایی استقلال آغاز شده و پس از 23 روز نمایش در 17
سینما 148.532.800 تومان فروش داشته است. بیشترین فروش روزانه فیلم
جمعه 14 تیر 000/934/9 تومان بوده که نسبت به آخر هفته گذشته حدود 1.100.000 تومان
افت فروش روزانه داشته است.
3 comments جولای 23, 2008